یک شعر پرفورمنس از دیوید انتین (david antin )/ ترجمه  علی قنبری

 

دیوید انتین بخاطر اجرای « شعر گفتار» ، یک اجرای گفتاری فی البداهه در یک اجرای زنده به شهرت رسید ، وی در کانون شعر اجرا (پرفورمنس ) بعنوان چهره ای بین المللی شناخته شده است . انتین ترجیح می داد بیشتر خود را بعنوان گوینده معرفی کند تا یک خطیب ، نمایشنامه نویس یا هنرپیشه ،  او گرایش به پرداخت روایتهای متعدد با مددجویی از حافظه و در هم آمیختن تفکرات عمومی و عبارتهای شاعرانه داشت . انتین در مقدمه ای بر یکی از شعر – گفتارها  در اولین مجموعه شعرهای تاثیرگذارش با عنوان « حرف زدن در مرزها »       (1976) نوشت :

ادامه نوشته

معرفی و شعری از گری اسنایدر برنده ی جایزه  راث لیلی 2008

همانطور که می دانید گری اسنایدر" شاعر آمریکایی برنده جایزه ١٠٠ هزار دلاری شعر راث لیلی شد. این جایزه که هر سال از سوی بنیاد شعر آمریکا اعطا می‌شود و یکی از گران‌ترین جوایز ادبی آمریکا به شمار می‌رود، گری اسنایدر را به عنوان بهترین شاعر سال ٢٠٠٨ معرفی کرد.این جایزه در سال ١٩٨٦ توسط راث لیلی تأسیس شد و بنیاد شعر آمریکا مدیریت آن را برعهده دارد. از برندگان پیشین آن می‌توان به دونالد هال، چارلز رایت و... اشاره کرد.
گری اسنایدر به همراه آلن گینزبرگ ، جک کرواک  ، گریگوری کورسو و لارنس فرلینگتی  از پیشگامان نسل بیت در دهه ی شصت بودند که اشعارشان در آن زمان بعنوان  عامه گراترین شعرهای جدید تلقی می شد.

ادامه نوشته

اشاره : به « معناشناسی ساختاری » ا. ج . گریماس / ترجمه ی علی قنبری

 

ولادیمیر پروپ  (  Vladimir Propp  ) بعد از اینکه برای حکایت فولکلوریک به عنوان نمایشی بر روی مسیری زمانمند سی و یک نقش ویژه را برشمرد ، این موضوع را درباره ی الگوهای کنش و یا به قول خودش شخصیت های نمایشنامه مطرح کرد . دریافت او از الگوهای کنش کارکردی است و به نظر او شخصیت ها با گستره های کنشی که در آن سهیم اند ، مشخص می شوند . این گستره ها بوسیله مجموعه نقش ویژه هایی که به آنها مربوط می شود تشکیل می گردد . در نتیجه اگر شخصیتها بتوانند در یک قصه – حادثه ( tale - occurrence )  ساخته شوند ،

ادامه نوشته

نامه (به / از ) رويا و ضمائم پاره وقت         مجموعه شعر علی قنبری                              

                                    دفتر شعر

         نامه ( به / از ) رویا و ضمائم پاره وقت

                              نوشته علي قنبري

                                   نشر نيم نگاه 1381

ادامه نوشته

اشاره : به « مرزهای روایت » ژرار ژنت /  ترجمه ی علی قنبری

                      همه ی آنچه را که ادبیات می نامیم در یک تقسیم بندی جدید با حوزه ی دید بسیار وسیع به دو بخش با اهمیت یکسان متمایز می کنیم . این تقسیم بندی کم و بیش به تمایز پیشنهادی امیل بنونیست ( Emile Benveniste ) بین روایت ( داستان ) و سخن شباهت دارد ، با این استثتاء که بنونیست حوزه ی سخن را مترادف با « تقلید بی واسطه » ی ارسطو برمی شمرد که حداقل تا آنجا که بخش کلامی ِ آن لحاظ گردد در واقع شامل سخن نسبت داده شده به کاراکتر یا شخصیتها توسط شاعر و یا راوی ست . بنونیست نشان می دهد که اَشکال دستوری معین مانند ضمیر « من » ( و مرجع اشاره گر آن « شما » ) و شبه ضمیر ( ضمیرهای اشاره معین ) یا نشانه های قیدی ( مانند اینجا ، حالا ، دیروز ، امروز ، فردا و ...) و زمانهای فعل معین ( مانند زمان حال و آینده ) به سخن محدود می شود در حالی که روایت در شکل صریح آن بوسیله ی استفاده ی منحصربفرد سوم شخص و اشکال اینچنینی مثل ماضی معین و ماضی بعید نشان داده شود .

ادامه نوشته

25 توشیح درارتباط و بی ارتباط با مارک توبی / جان کیج / ترجمه علی قنبری

 

 جان کیج در لوس آنجلس متولد شد ، پدر دانشمندش « نظریه میدان الکتروستاتیک » را بسط داد و این پیشینه نوید این را می داد که خود کیج نوآوریهایی را در موسیقی داشته باشد ، حوزه ای که او بعد از تمایلات     اولیه اش بعنوان یک نویسنده و نقاش انتخاب کرد . او در سال  ١٩٣٣ شاگرد آرنولد شوئنبرگ شد که بعد ها از کیج نه به عنوان یک آهنگساز بلکه به عنوان یک « نابغه – خلاق » یاد می کرد . تعهد به تجربه گرایی ، به ویژه دادائیسم مارسل دوشان او را به سمت مفهوم تازه ای از موسیقی بر پایه استفاده از شانس و اتفاق و دیگر روشهای پیش نیاندیشیده برد . در این زمینه او از مطالعه بر روی ذن بودیسم و فلسفه ی اجتماعی صلح طلبانه ی مبتنی بر آرای « ثوریو »( Thoreau  ) بهره برد .

ادامه نوشته

اشاره : به « انقلاب زبان شاعرانه » ژولیا کریستوا* /  ترجمه ی علی قنبری

 

 همانگونه که می دانیم ، فروید دو روند اساسی را در کار ناخودآگاه مشخص کرد : جابجایی و خلاصه کردن . همچنین کروژوسکی (kruszewski  ) و یاکوبسن ( jakobson  ) طی مراحل اولیه زبانشناسی ساختاری ازطریق مفاهیم کنایه و استعاره در روانکاوی این مسئله را به روش دیگری عنوان کردند. اما ما روند سومی را نیز به این دو اضافه می کنیم که عبارت است از « گذر از یک سیستم نشانه ای به دیگری » . این روند از طریق ترکیبی از جابجایی و خلاصه کردن حادث می شود اما حاصل برآیند ایندو نسبت و اغلب شامل یک تغییر موقعیت معین است :

ادامه نوشته

مصاحبه با اورس مه یر / شعری از علی قنبری

 

                                       داور ديدار  فوتبال  آمريكا كره جنوبي    (ورزشگاه دائگو 2 ژوئن2002)  و  آمریکا – ایران (ژوئن – 1998 )

    - هي ‹‹ مه ير›› اي قاضي القضات در زمين سبز ‹‹ دائگو››

    چرا عبارتي شاعرانه  برروي بازوان است؟!

                           - تقرير عطوفت مهدوم

 

ادامه نوشته

ماهی / شعری از الیزابت بیشاپ / علی قنبری

يك ماهي بد تركيب به قلاب من افتاد
به كناره ي قايق آويختمش
بطوريكه نيمي از تنش در آب بود
وقلاب را محكم در گوشه ي دهانش گذاشتم

او اصلا‏‎‎‏ٌ مقاومتي نكرد
اصلا‏ٌ نجنگيد
او هيچ وقت نجنگيده بود

جسم لذيذش را كاملاً رها كرده بود
جسم پير محترم وكريه اش را

ادامه نوشته

نگاه: به شعر سیروس ر ادمنش / علی قنبری

 

در سال 1354 که وجه غالب شعر فارسی نسبتا رنگ و بوی تعهدات اجتماعی را داراست ، جمعی از شاعران شهر کوچک مسجد سلیمان(هرمز علیپور ، سیروس رادمنش ،  سید علی صالحی ، آریا آریا پور، یارمحمد اسدپور ، ....)  ، که بطور همگرا وامدار شعری هستند که رغبتی به سیاست و این قبیل تعهدات ندارد و عمدتا درگیر نوعی سمبولیسم و طبیعت گرایی است  ، ذیل عنوان « موج ناب » توسط منوچهر آتشی در مجله ی تماشا معرفی می شوند . شهر مسجد سلیمان یا به تعبیر دیگر « M.I.S » نطفه ی مدرنیته و خاستگاه صنعت نفت در ایران است . نفت و حضور انگلیسی ها در این نقطه و به تبع آن روابط تولیدی جدید و مالکیت افزار مدرن در شهری که بستر آن کاملا عشایری است ، وضعیت جدید مدنی را رقم می زند . ویژگی های شهری با مرزبندی طبقاتی ، شهری با مناطق مشخص کارگری و کارمندی تعریف تازه ای را برای شهروندی فراهم کرده است . فضایی حاکی از ملغمه ی سنت و مدرنیسم که البته به غالب شدن و پذیرفتن مدرنیسم پیش می رفت به تغییر شدید نحوه ی ارتزاق و زیست مردمان آن منطقه می انجامد .

ادامه نوشته

رکوییم برای سیروس رادمنش/ علی قنبری

 

 سیروس رادمنش این آخرین ترفند تو بود . مُردن توی پنجاه و سه سالگی  . هی مرد !  تو می خواستی رمبو بشی ها ؟  حتی یه کتاب هم از خودت بجا نذاشتی . نشسته بودی تو شهر هفتکل  ملت بیان کشفت  کنن ؟  منتقدین و شارحین بازار مصرفت رو ببرن بالا .  مثل رمبو که رفت تو شهرهای دور شرق تا گم بشه ، ، تو هم رفتی تو کمپها ، تو کمپها ، سراغ پایپینگ .. با لیستی از اندوه شخصی ات به کمپ ها رفتی و مرور کردی بطا لت « بیا  بیا » رو   .  دنبالت گشتم توی کانتینرها . توی انجینیر آفیس ها . تو «چیف » بودی یا «آسیستان» یا بازرس جوش. خلاصه که تو بیابون پادشاه بودی . نبودی ؟.  اینقدر زود مردن  یه سناریو کلیشه ایه برای موندن و سوار شدن تو قطار کلاسه بندی ادبی. چه می دونم شاید فکر کردی این سناریو برای تو هم جواب بده .  اما سیروس نازنین ، خود شعر تبعید شد تو یه جزیره ی دور . توصیه ی افلاطون عملی شد . حتی آپولون (آن خداوندگار) که می گفت آشیل تا ابد زنده خواهد ماند  در تروا بود و باهم  آشیل را کشتند .  شعر رفت توی هاله .امر اجتماعی از امر فرهنگی جدا افتاد.

ادامه نوشته

شعر گراناز موسوی / علی قنبری

رویکرد گراناز مودسوی به یک شعر تصویرگرا است که  به انسجام و تمامیت طلبی و نیز یک فرم بسته و ساختمند عنایت  دارد . او نظارت کاملی بر سازوکار شعرش دارد و میل نهایی اش به یک وجه استعلایی و عموما درگیر وجهی استعاریک و جایگزینی مسائل روزمره ی زندگی بواسطه ی تصویرسازی های استعاری است . او اصرار و الزام دارد که بازگو کننده  دغدغه های زیستی اش به مثابه ی یک زن باشد ودر این راه هیچ نیازی نمی بینید زاویه ی تازه ای را اختیا ر کرده و با زاویه ی دید منحصربفردی به نگارش بپردازد ، بلکه عموما گزارش دهنده ی فضاهای عمومی و مانوس است که از فیلتر تصویر و استعاره می گذرد . شعر او شعری است که به هیچ وجه درگیر خطر نمی شود او می خواهد راههای هموار را برود ، میانه روی کند و حول محور مرکزی بچرخد و فرصت های نشر و جوایز ادبی را از دست ندهد.
ادامه نوشته

شعر زوزه / آلن گینزبرگ / ترجمه ی علی قنبری

 

                                                            قسمت اول

 بهترین مغزهای نسلم رو دیدم که با جنون  تباه شدن، درحال مردن از گرسنگی    دیوانه وار  عریان     ،

صبح ِ سحر خودشونو کشون کشون می رسوندن به خیابون کاکا سیاها  به دنبال یه چیزی که خودشونو خالی کنن ، نشئه گان فرشته خوی مشتاق سیر ملکوتی  با دینام پرستاره ی ماشین شب ، 

اونا که آس و پاس و لت و پار و پای چشم گود افتاده و نشئه بیدار موندن

پُک زنان تو تاریکی  ماوراء طبیعی آپارتمانهای بدون آبگرمکن  برفراز قله های شهرهای غرق ِ  در جاز ،

اونا که مغزشونو گشودن به بهشت رو ریل راه آهن  و دیدم فرشته ها ی محمدی رو تلوتلو خوران رو سقف آذین بسته ی خونه های اجاره ای ،                                                                                                   

ادامه نوشته

شعر متفاوت / علی قنبری

1
صورت متفاوت شعر دهه هفتاد بيش ازآن كه وامدار شدت بالاي جريان هاي ادبي باشد ، پايان يك دوره ي فترت بيست ساله و محصول تب دارشدن شعر فارسي است . انقلاب پنجاه و هفت اوج آرمان خواهي اجتماعي بود و شعر فارسي نيز دستخوش آن. پس از آن طولاني ترين جنگ قرن كه بر هر چيزي پايان مي دهد تا چه رسد به شعر و بعد نيز دوره ي ركود چند ساله اي كه عارضه ي هر جنگي است . جريان انديشگي بعد از اين سال هاست كه رونق مي يابد ورسانه ها را به خود آغشته مي كند و در واقع وجه مصرفي اش را توسع مي دهد .
افزار انفورماتيك ،تكنولوژي پيشرفته و موج جهاني شدن ، مرز ها را به مثابه ي موانع در هم شكست و سياليت را تشديد كرد . موج ترجمه و تاليف ناشي از جنبشي شدن پتانسيل بالاي نخبگان كه در اين سال ها بي مصرف مانده بودند و حس مشترك نسل انبوه سوخته اي كه از آرمانگرايي دست شسته بودند موجد بستر و فضايي شد كه شعر را نيز دچار تغيير و تحول كرد . زمينه هاي اجتماعي بيش از هرچيز موجد اين تغيير

ادامه نوشته

زيارت هفتاد سنگ قبر رویایی / علی قنبری

چاپ شده در : مجموعه مقالات کتاب حتای مرگ / انتشارات داستانسرا / 1383

سنگ قبرها ،امضاي پيش اند و نشانه هاي مرگ آگاهي. نشانه هاي عجز از امكان حضورند . مرگ ، امكانِ هستمندي است كه به غير آن متمايل است..

هايدگر مي گويد ‹‹ تصور مرگِ من و تجربه اي كه در مرگ آگاهي از آن دارم ، تنها مرا به سوي درك عدم هستي من نمي برد ، بلكه مرا به درك خاص عدم امكان ام مي برد . مرگ لحظه ايست كه در آن براي من امكاني جز عدم امكان وجود ندارد .››

ادامه نوشته

فراروی تندركيا با بالهای شاهین/  علي قنبري

 

نگاه به شاهين تندركيا ولحاظ نمودن آن در محور درزماني مرا جز به وجوه قياسی و همجواري با متون دوره ي زماني متن ولاجرم نگاهي تطبيقي نمي كشاند و البته ترغيبم مي كند تا در اين راستا به وجوه بلاغي آن دقت كنم .
 آنچه كه در زمينه و بستر امروزي ودر محور همزماني، محور امكان، در اين شعر محسوس است لحن غالب متافيزيكي آن است .
فضاي كلي اين شعر معطوف به نگاهي مطالبه اي و استمدادي (
Invocation
) توام با تسبيح است .
‹‹ اه سوختم›› اه ، اي خدا!....هستي كمك ! ....كوآب؟! آب!
آه زين بيابان . آب كو!
مردم زبس پوئيده ام .با آب ده يا تاب ! تاب!

ادامه نوشته

گفتگو با ایسنا در باره ی شعر نیمه ی اول دهه ی هشتاد

آنچه در شعر نیمه ی اول دهه ی  هشتاد مشاهده شد  از جنبه ی تولیدی بسط و توسعه ی دستاوردهای دهه ی هفتاد بود و اینکه چیزی که آوانگارد و غیر قابل مصرف می نماید  بالاخره با تاخیر فاز می تواند فرصت کسب جوایز واقبال ناشران را بدست آورد . مسلما هر دوره ای متاثر از دوره ی پیش از خود است حالا چه در همان امتداد حرکت  و گستره را وسیع تر کند  و نمودار متصلی رسم نماید و چه اینکه وجه تقابلی به خود بگیرد و نمودار منفصلی رسم کند .

ادامه نوشته

آیا آنجا بودید ؟  * /   منوچهر آتشی

 

* این مطلب در پاسخ به « باورکنیم نقادی یک ایده است » در مرداد ماه 83 در ماهنامه عصرپنج شنبه شماره 78به چاپ رسید .

 دوست عزیز آقای علی قنبری

1-      باور نکنید که جایزه ی کارنامه یک ایده است (همچنان که نمی بایست باور کنید نقادی یک ایده است .)

جایزه ی کارنامه یک ابتکار یا عمل به وظیفه ای است که در قبال هنر (و این جا شعر ) انجام می پذیرد . نقادی هم ایده نیست ، ولی می تواند از یک خاستگاه ایدئولوژیک له یا علیه ایدئولوژی ها ی دیگر درگیر شود . اما مفهوم اصلی نقد ، بررسی یک اثر هنری بر مبنای نظریه یا نظریات متعدد و مختلف ادبی و فلسفی است . نقد ، موشکافی یک اثر و عریان کردن عناصر درونی آن است .  مثلا نخستین نحله ی نقد – در یونان قدیم - «نقد بلاغی » بوده که ارسطو بنیانگذارش بوده . این نحله اگرچه در میانه ی راه مورد چالش ها و کند و کاوها قرار می گیرد ، تقریبا تا دوران رمانتیسم قرن هجدهم و نوزدهمی زندگی می کند . واختلاف بر سر بعضی موارد آن از همان اول بین افلاتون و ارسطو در می گیرد . و تا دوران میانه ، خصوصا دوران دانته و بوکاچیو دعوا داغ بوده . این دو نفر اخیر بیش از همه ، نقد بلاغی را به عرصه زبان می کشانند ، ولی هرگز  نفی اش نمی کنند .

ادامه نوشته

باور كنيم نقادي يك ايده است مثلا نسبت به ايده ي‹‹ جايزه شعر كارنامه›› * / علي قنبري

 

* این مطلب درنقد جایزه ی شعر کارنامه در خرداد 1383 در ماهنامه عصرپنج شنبه شماره به چاپ رسیده است.

جايزه ، تشويق و ترغيب ، آن هم در حوزه فرهنگ ودر نهاد ديرپاي ادبي ما يك الزام است ، نهاد ادبيات ما بيش از هر زماني نيازمند حمايت ، چه در وجه توليدي و چه در وجه مصرفي است، به ويژه وجه توليدي ، چرا كه در جهان امروز ديگر قدرت در دست توليدكنندگان نيست ، در اين راستا ودر جريان پروسه توليد كالاي ادبي ، مولف (توليد كننده ) با اذهان به وضعيت اسفناك توزيع و مصرف كالاي خود در شرايط كنوني ، سرمايه خود را از پيش از دست رفته مي بيند و آنچه كه اورا به ادامه اين راه و سرمايه گذاري مجدد مصر مي كند جنونمندي و لذت بخشي اوست ، در اين جا ست كه جايزه و تشويق به يكي از عملكردهايي بدل مي شود كه در وجه توليدي ، به واسطه بازگشت سرمايه از طريق ارزش ريالي جايزه و در وجه مصرفي ، به واسطه تبليغ كالا از طريق كسب آراي داوران ، اين پروسه را به نتيجه مي رساند .

ادامه نوشته

نگاهی به « نامه (به /از) رویا و ضمائم پاره وقت » / سهیل غافل زاده

   

۱- متن قنبری از جلد متن قنبری آغاز می شود : ‹‹ از بابت کارهای جناب نوشته اند ،جواب ۱۴۹۲ نوشتم ›› البته این را‹‹ به دلایلی بنفش ›› می نویسم .روی پاکت نامه روی جلد . با مهر معرب ، روی تاجی که آسیابان کش می رود . پاکت آنقدر ها هم سفید نیست . اصلا پاکت نیست .

۱۲- آنچه در ‹‹ نامه (به / از ) رویا و ضمائم پاره وقت ›› اتفاق می افتد ، نمایش ِ نگارش و حکاکی یک سوژه درون زبانی نیست ، بلکه آفرینش بستری است که در آن سوژه ی فاعل ، دم به دم ناپدید می شود . چند گونگی در شعر قنبری نه از ابهام معنایی آن ، بلکه از چند گونگی ‹‹ استریو گرافیک ›› ( بعد نگارانه) دال های درهم تنیده شکل می گیرد . به بیانی دیگر متن قنبری مدیون حرکت زنجیروار پریشانی ها ، تزاحم ها و تداعی های مماس است .

ادامه نوشته

گفتگو  شبستان با علی قنبری درباره ی شعر پست مدرن

 

***  اگر بخواهیم یک نمای کلی از وضعیت شعر پست مدرن در غرب ترسیم کنیم ، به چه صورت خواهد بود ؟

آنچه که در صیرورت شعر پست مدرن در آمریکا با آن روبرو ییم ، یعنی تنوع و صورتهای متفاوت شعری ( از ذهنیت کاملا رمانتیک با وجوه بیانگرانه  نسل بیت گرفته تا شعر زبان با وجوه کاملا مصنوع و ضد بوطیقا، کارهای ژانر شکنانه و کولاژی و  همچنین اشعار تحت تاثیر ذن بودیسم و نیز سورئالیسم ) ما را به این سو می کشاند که آن را به مثابه ی یک پارادایم فرهنگی همچون یک  نظام دلالت  در نظر بگیریم و آن را به زعم  اسکات لش  همچون یک رژیم انباشت معرفی کنیم . در اینجا مفهوم موقتی و گذرا بودن و نیز دوره ای بودن در واژه رژیم مستتر است . 

ادامه نوشته

نگاهي به كتاب ‹‹ افسانه رنگ هاي دونادون›› اثر فرهاد حيدري گوران / علی قنبری


اين مطلب حاصل نگاه متن باورانه اي (TEXTUALITY) است به، هم - بافته ي  ‹‹  افسانه  رنگ هاي دونادون›› در قرائتي كه همگرفته ي مؤلف ، متنفرامتن   و مخاطب ، خود متني يكپارچه مي نمايد و گشايش آن ، نه از باب پيش گزارده ، بلكه تاكيد مي كنم از سر اتفاق و ميل ، ‹‹ افسانه ›› است كه ذيل عنوان ، هم به مثابه مؤلفه اي است در پيش زمينه متن كه وارد فراروند (پروسه ) سازه پردازي و هستي بخشي متن مي شود ونيزباعث سببيتي است موجد تعامل و تاويل وهم ، چون انگاره اي پس زمينه اي ، بافت و بوم متن را برآمده مي سازد وبه رخ مي كشد.

ادامه نوشته