اشاره : به  «  s / z  » رولان بارن / ترجمه ی علی قنبری

 

در ابتدا اجازه می خواهم مجموعه ی موفقی را ارائه دهم که با هر گونه محدودیت تصویری ( تقلیدی) تضعیف نشده است . در این متن مورد نظر شبکه ها متعدد و بر هم تاثیر متقابل دارند بدون اینکه هر کدام قادر باشند بر دیگران پیشی بگیرند . این متن کهکشانی از دال هاست نه ساختاری از مدلول ها . هیچ آغازی ندارد ، دگرگونی پذیر است و ما از چندین مجرا به آن نزدیک می شویم بطوری که هیچکدام از اینها نمی توانند مقتدرانه مورد اصلی تلقی شوند . کدهایی که متن بکار می گیرد تا آنجا که چشم کار می کند وسعت دارند . این کدها تعیین ناپذیرند ( یعنی اینکه هرگز تحت قاعده ی معینی نیستند ، مگر اینکه طاس بیندازیم ) . سیستمهای معنایی می توانند این متن جمعی را دریابند اما تعدادشان بی اندازه است و به این دلیل که زبان نامحدود است .

ادامه نوشته

 یک غزل برای « سنتینولیامارتیگیلیانپیناس ِ من »   / علی قنبری

 

می روم درباره ی کارون ِ پر از (آشغال+ کثافت+لجن ) اما عفیف

تا پیاده بر گردم با یک رنسانس توی بلوزم .

 

دَم دَمای غروب باز می گردم از یک « لاینحل » 

و اعتراضی ندارم  بجز سیبی که گاز نمی زنم

 

ادامه نوشته

« رهرو : بودا کیست ؟ / جائو جو : آن که در معبد است » /  علی قنبری

 

 « در کافه ی  بیروت  ، نه چشم اندازی ، نه  چشم ِ میگون . نزاع ، تقابل ساده ی من و سالاد فصل است . و گام ِ اطفال که می ریزد در تجارت اورانیوم. ضمنا ، سعید سلیمی ، پیچید به سوی قبرستان ، با دستها و کلمات برخاسته از اذهان ریاضی. »

« پاهای بی گمان ، در تعابیر غیره ،شُرف مکان مکین می کنند در سیتی سنتر. و رفقا      می روند  از  گیتِ پنج ، بر رد  شمسی که از مشرق نیامده بود. »

« در تیمارستان  شفا  ، آمپول ها و لمبرها مکررند . و قول ابوالحسین بنانی ، که :  من بر شط نیل تشنه ام.  »

« بلیط های اتوبوس پاره می شوند . عادت های ما می روند به میدان مرکزی ، به دنبال مردی که راه را پرسیده بود . »

ادامه نوشته