اشاره : به « انقلاب زبان شاعرانه » ژولیا کریستوا* / ترجمه ی علی قنبری
اهمانگونه که می دانیم ، فروید دو روند اساسی را در کار ناخودآگاه مشخص کرد : جابجایی و خلاصه کردن . همچنین کروژوسکی (kruszewski ) و یاکوبسن ( jakobson ) طی مراحل اولیه زبانشناسی ساختاری ازطریق مفاهیم کنایه و استعاره در روانکاوی این مسئله را به روش دیگری عنوان کردند. اما ما روند سومی را نیز به این دو اضافه می کنیم که عبارت است از « گذر از یک سیستم نشانه ای به دیگری » . این روند از طریق ترکیبی از جابجایی و خلاصه کردن حادث می شود اما حاصل برآیند ایندو نسبت و اغلب شامل یک تغییر موقعیت معین است :ز بین بردن وضعیت گذشته و بنیان نهادن وضعیت جدید . سیستم دلالتگر جدید می تواند با همان مصالح دلالتگون ایجاد شود ، به عنوان نمونه ، جابجایی از یک صحنه کارناوال به یک متن در این راستا تشکیل یک سیستم دلالتگر خاص ( رمان ) به عنوان نتیجه یک توزیع مختلط از چندین سیستم نشانه ای متفاوت (کارناوال ، شعر ، مدح ، سخن اسکولاستیک ) را در نظر بگیرید . واژه ی « بینامتنی » ( intertextuality ) براین جابجایی که از یک یا چند سیستم نشانه ای به دیگری صورت می گیرد ، دلالت می کند اما اهمانگونه که می دانیم ، فروید دو روند اساسی را در کار ناخودآگاه مشخص کرد : جابجایی و خلاصه کردن . همچنین کروژوسکی (kruszewski ) و یاکوبسن ( jakobson ) طی مراحل اولیه زبانشناسی ساختاری ازطریق مفاهیم کنایه و استعاره در روانکاوی این مسئله را به روش دیگری عنوان کردند. اما ما روند سومی را نیز به این دو اضافه می کنیم که عبارت است از « گذر از یک سیستم نشانه ای به دیگری » . این روند از طریق ترکیبی از جابجایی و خلاصه کردن حادث می شود اما حاصل برآیند ایندو نسبت و اغلب شامل یک تغییر موقعیت معین است :ز انجا که این واژه یک تاویل سطحی از مطالعه منابع را به ذهن متبادر می کند ما ترجیح می دهیم از واژه «ترا – نهاده» ( transposition ) استفاده کنیم و به دلیل آن که این گذار از یک سیستم دلالتگر به دبگری یک بیان معین و موقعیتی دلالتگر را اقتضا می کند ، اگر کسی بپذیرد که هر کنش دلالتگر ، یک حوزه جابجایی سیستمهای دلالتگر مختلف است ( یک بینامتنی ) آنگاه به این نتیجه خواهد رسید که جای بیان و موضوع دلالت یکی نخواهد بود بدین معنا که خودشان را کامل و همسان می کنند اما قابلیتی فهرست گونه را نخواهد داشت . در این حالت چند معنایی می تواند به مثابه ی نتیجه ی چند ظرفیتی بودن نشانه شناختی دیده شود یعنی یک پیوستگی برای سیستمهای نشانه ای مختلف .
سویه معنایی متن هرچه باشد ، موقعیت آن به مثابه کنش دلالتگر ، پیش فرض سخن هایی دیگر را در خود دارد . ه متن از همان آغاز در قلمرو قدرت سخن های دیگر است که فضایی خاص را به ان تحمیل می کنند . فاعل زبانی یک خود متعالی است که همواره در جریان مکالمه از خودش فرات ممی رود .
* این مطلب گزینش رامان سلدن از «انقلاب زبان شاعرانه » ((The Revolution in Poetic Language اثر ژولیا کریستوا (Julia
( kristeva است که در هفته نامه توس دوشنبه 17 آذر 1376 به چاپ رسیده است .