آداجیو / علی قنبری
با شامه ها ی تیز
رفتند به دنبال بوي رابطه
با تصوير مغشوشي از غريبه ها
و اعتلا .
اوراد را جا گذاشتند
پشت ِ قدم ها يشان
پشت ِ باوری که از موعظه پريده بود .
يك عالمه تشکیک
ريختند به عرصه هاي حیرت
يك عالمه خنده
به روزنه های مزید ِ بر رویا .
از چشم هايشان منصرف شدند
و با ناگهان دفتري محض
از دبستان بيرون زدند
با خط كشي در فرض ِ روز
كنار آمدند
به ذ م ِ یکد گر
به ندامت ِ يك توا مان ِ صبور
وقتی که ديدند علت ها غايبترند
براي چرایی
و دست شان
كه نرسيد به اعوجاج ِ سيب .
به فعل بعدي رسيدند
بالاجبار
و پرسيدند
از همين مجاري خيال
كه در دقيقه هاي امروز حاضرند
خو گرفتند به يك تصوير
در ادامه ي خويش
که پيراهني است پر از شاخ غول
و آن ساعت مغرور صبح
كه هرگز به آنها نگفت : با ني ِ نجيب من .
رفتند به اهرام
با ارواح نامنظم
رفتند به منشور اعتراف
از پاهاي زمين پريدند
در آغوش يشمي
به كتيبه ي هوش سرزدند
و به مسير قيچي
گفتند : هي .
رمز عبورشان را ادا كردند
مثل يك صامت
به معمايِ مجاورشان گفتند نميرسيم به تو
و به تخفيف زمين خنديدند
به سخره گرفتند
حوصله ي مشروع ِ باد را
و گفتند : كجاست تصنيف ِ تو
و « نوكتورنِ» 1 ماؤاي ما
كه با يك « كودا» 2
به پايان رسيد؟
گفتند
اين ها براي تسلي ماست
تا آنكه مرگ ِ كوچكي
از یک فرعی پیچید
و رفت درباره ي شان .
1 0 شبانه
2 0 قسمت پایان دهنده ی یک قطعه ی سازی