|
شاعر ، منتقد ، مترجم
|
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 1:14 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
همانطور که می دانید گری اسنایدر" شاعر آمریکایی برنده جایزه ١٠٠ هزار دلاری شعر راث لیلی شد. این جایزه که هر سال از سوی بنیاد شعر آمریکا اعطا میشود و یکی از گرانترین جوایز ادبی آمریکا به شمار میرود، گری اسنایدر را به عنوان بهترین شاعر سال ٢٠٠٨ معرفی کرد.این جایزه در سال ١٩٨٦ توسط راث لیلی تأسیس شد و بنیاد شعر آمریکا مدیریت آن را برعهده دارد. از برندگان پیشین آن میتوان به دونالد هال، چارلز رایت و... اشاره کرد.گری اسنایدر به همراه آلن گینزبرگ ، جک کرواک ، گریگوری کورسو و لارنس فرلینگتی از پیشگامان نسل بیت در دهه ی شصت بودند که اشعارشان در آن زمان بعنوان عامه گراترین شعرهای جدید تلقی می شد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 0:51 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 14:44 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:34 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:18 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 2:44 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 0:31 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
- هي ‹‹ مه ير›› اي قاضي القضات در زمين سبز ‹‹ دائگو›› چرا عبارتي شاعرانه برروي بازوان است؟! - تقرير عطوفت مهدوم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 0:24 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
يك ماهي بد تركيب به قلاب من افتاد ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:58 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:49 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:41 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
رویکرد گراناز مودسوی به یک شعر تصویرگرا است که به انسجام و تمامیت طلبی و نیز یک فرم بسته و ساختمند عنایت دارد . او نظارت کاملی بر سازوکار شعرش دارد و میل نهایی اش به یک وجه استعلایی و عموما درگیر وجهی استعاریک و جایگزینی مسائل روزمره ی زندگی بواسطه ی تصویرسازی های استعاری است . او اصرار و الزام دارد که بازگو کننده دغدغه های زیستی اش به مثابه ی یک زن باشد ودر این راه هیچ نیازی نمی بینید زاویه ی تازه ای را اختیا ر کرده و با زاویه ی دید منحصربفردی به نگارش بپردازد ، بلکه عموما گزارش دهنده ی فضاهای عمومی و مانوس است که از فیلتر تصویر و استعاره می گذرد . شعر او شعری است که به هیچ وجه درگیر خطر نمی شود او می خواهد راههای هموار را برود ، میانه روی کند و حول محور مرکزی بچرخد و فرصت های نشر و جوایز ادبی را از دست ندهد. ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:23 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بهترین مغزهای نسلم رو دیدم که با جنون تباه شدن، درحال مردن از گرسنگی دیوانه وار عریان ، صبح ِ سحر خودشونو کشون کشون می رسوندن به خیابون کاکا سیاها به دنبال یه چیزی که خودشونو خالی کنن ، نشئه گان فرشته خوی مشتاق سیر ملکوتی با دینام پرستاره ی ماشین شب ، اونا که آس و پاس و لت و پار و پای چشم گود افتاده و نشئه بیدار موندن پُک زنان تو تاریکی ماوراء طبیعی آپارتمانهای بدون آبگرمکن برفراز قله های شهرهای غرق ِ در جاز ، اونا که مغزشونو گشودن به بهشت رو ریل راه آهن و دیدم فرشته ها ی محمدی رو تلوتلو خوران رو سقف آذین بسته ی خونه های اجاره ای ، ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 17:4 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:56 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سنگ قبرها ،امضاي پيش اند و نشانه هاي مرگ آگاهي. نشانه هاي عجز از امكان حضورند . مرگ ، امكانِ هستمندي است كه به غير آن متمايل است.. هايدگر مي گويد ‹‹ تصور مرگِ من و تجربه اي كه در مرگ آگاهي از آن دارم ، تنها مرا به سوي درك عدم هستي من نمي برد ، بلكه مرا به درك خاص عدم امكان ام مي برد . مرگ لحظه ايست كه در آن براي من امكاني جز عدم امكان وجود ندارد .›› ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:53 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه به شاهين تندركيا ولحاظ نمودن آن در محور درزماني مرا جز به وجوه قياسی و همجواري با متون دوره ي زماني متن ولاجرم نگاهي تطبيقي نمي كشاند و البته ترغيبم مي كند تا در اين راستا به وجوه بلاغي آن دقت كنم . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:48 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آنچه در شعر نیمه ی اول دهه ی هشتاد مشاهده شد از جنبه ی تولیدی بسط و توسعه ی دستاوردهای دهه ی هفتاد بود و اینکه چیزی که آوانگارد و غیر قابل مصرف می نماید بالاخره با تاخیر فاز می تواند فرصت کسب جوایز واقبال ناشران را بدست آورد . مسلما هر دوره ای متاثر از دوره ی پیش از خود است حالا چه در همان امتداد حرکت و گستره را وسیع تر کند و نمودار متصلی رسم نماید و چه اینکه وجه تقابلی به خود بگیرد و نمودار منفصلی رسم کند . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:44 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
* این مطلب در پاسخ به « باورکنیم نقادی یک ایده است » در مرداد ماه 83 در ماهنامه عصرپنج شنبه شماره 78به چاپ رسید . دوست عزیز آقای علی قنبری 1- باور نکنید که جایزه ی کارنامه یک ایده است (همچنان که نمی بایست باور کنید نقادی یک ایده است .) جایزه ی کارنامه یک ابتکار یا عمل به وظیفه ای است که در قبال هنر (و این جا شعر ) انجام می پذیرد . نقادی هم ایده نیست ، ولی می تواند از یک خاستگاه ایدئولوژیک له یا علیه ایدئولوژی ها ی دیگر درگیر شود . اما مفهوم اصلی نقد ، بررسی یک اثر هنری بر مبنای نظریه یا نظریات متعدد و مختلف ادبی و فلسفی است . نقد ، موشکافی یک اثر و عریان کردن عناصر درونی آن است . مثلا نخستین نحله ی نقد – در یونان قدیم - «نقد بلاغی » بوده که ارسطو بنیانگذارش بوده . این نحله اگرچه در میانه ی راه مورد چالش ها و کند و کاوها قرار می گیرد ، تقریبا تا دوران رمانتیسم قرن هجدهم و نوزدهمی زندگی می کند . واختلاف بر سر بعضی موارد آن از همان اول بین افلاتون و ارسطو در می گیرد . و تا دوران میانه ، خصوصا دوران دانته و بوکاچیو دعوا داغ بوده . این دو نفر اخیر بیش از همه ، نقد بلاغی را به عرصه زبان می کشانند ، ولی هرگز نفی اش نمی کنند . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:42 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جايزه ، تشويق و ترغيب ، آن هم در حوزه فرهنگ ودر نهاد ديرپاي ادبي ما يك الزام است ، نهاد ادبيات ما بيش از هر زماني نيازمند حمايت ، چه در وجه توليدي و چه در وجه مصرفي است، به ويژه وجه توليدي ، چرا كه در جهان امروز ديگر قدرت در دست توليدكنندگان نيست ، در اين راستا ودر جريان پروسه توليد كالاي ادبي ، مولف (توليد كننده ) با اذهان به وضعيت اسفناك توزيع و مصرف كالاي خود در شرايط كنوني ، سرمايه خود را از پيش از دست رفته مي بيند و آنچه كه اورا به ادامه اين راه و سرمايه گذاري مجدد مصر مي كند جنونمندي و لذت بخشي اوست ، در اين جا ست كه جايزه و تشويق به يكي از عملكردهايي بدل مي شود كه در وجه توليدي ، به واسطه بازگشت سرمايه از طريق ارزش ريالي جايزه و در وجه مصرفي ، به واسطه تبليغ كالا از طريق كسب آراي داوران ، اين پروسه را به نتيجه مي رساند . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:39 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
۱۲- آنچه در ‹‹ نامه (به / از ) رویا و ضمائم پاره وقت ›› اتفاق می افتد ، نمایش ِ نگارش و حکاکی یک سوژه درون زبانی نیست ، بلکه آفرینش بستری است که در آن سوژه ی فاعل ، دم به دم ناپدید می شود . چند گونگی در شعر قنبری نه از ابهام معنایی آن ، بلکه از چند گونگی ‹‹ استریو گرافیک ›› ( بعد نگارانه) دال های درهم تنیده شکل می گیرد . به بیانی دیگر متن قنبری مدیون حرکت زنجیروار پریشانی ها ، تزاحم ها و تداعی های مماس است . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:32 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
*** اگر بخواهیم یک نمای کلی از وضعیت شعر پست مدرن در غرب ترسیم کنیم ، به چه صورت خواهد بود ؟ آنچه که در صیرورت شعر پست مدرن در آمریکا با آن روبرو ییم ، یعنی تنوع و صورتهای متفاوت شعری ( از ذهنیت کاملا رمانتیک با وجوه بیانگرانه نسل بیت گرفته تا شعر زبان با وجوه کاملا مصنوع و ضد بوطیقا، کارهای ژانر شکنانه و کولاژی و همچنین اشعار تحت تاثیر ذن بودیسم و نیز سورئالیسم ) ما را به این سو می کشاند که آن را به مثابه ی یک پارادایم فرهنگی همچون یک نظام دلالت در نظر بگیریم و آن را به زعم اسکات لش همچون یک رژیم انباشت معرفی کنیم . در اینجا مفهوم موقتی و گذرا بودن و نیز دوره ای بودن در واژه رژیم مستتر است . ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:20 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين مطلب حاصل نگاه متن باورانه اي (TEXTUALITY ) است به، هم - بافته ي ‹‹ افسانه رنگ هاي دونادون›› در قرائتي كه همگرفته ي مؤلف ، متنفرامتن و مخاطب ، خود متني يكپارچه مي نمايد و گشايش آن ، نه از باب پيش گزارده ، بلكه تاكيد مي كنم از سر اتفاق و ميل ، ‹‹ افسانه ›› است كه ذيل عنوان ، هم به مثابه مؤلفه اي است در پيش زمينه متن كه وارد فراروند (پروسه ) سازه پردازي و هستي بخشي متن مي شود ونيزباعث سببيتي است موجد تعامل و تاويل وهم ، چون انگاره اي پس زمينه اي ، بافت و بوم متن را برآمده مي سازد وبه رخ مي كشد.ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:13 توسط علی قنبری
|
|
|||||
|
|||||